ما دیگه داریم کرکره رو می کشیم پایین و از خدمتتون مرخص می شیم.
خلاصه خوبی، بدی از ما دیدین حلال کنین
هرچند که تکراریه ولی به قول بعضیا: "خوبی دیدین اشتباه شده، بدی دیدین حقتون بوده"
ایشالا سیزدهم میریم پیش پدر، مادر و ...
اگه خدا بخواد شهریور اینجاییم
اینم که می بینین الان دارم اینو می زنم واسه اینه که احتمالا از فردا تا دم دمای رفتن، دیگه آماج پروژه و هدف سیل امتحانا و ... می شم.
از بچه های حلی هم می خوام جای منو توی اردوی آخرشون و جشن فارغ التحصیلی شون خالی کنن
خیلی دوست داشتم برای آخرین بار،در جمعتون باشم...علیرضا، آرش، مسعود، امیرعلی و همه ی دوستای عزیزم که تو این چند سال، لحظات خوشی باهاتون داشتم
ور بی تو بامداد کنم صبح محشر است