به حقیقت باید این سیدحسن را نماد شجاعت و دلیری امت اسلامی (چی می گن بهش؟...جیگر!) نامید.
عجب رودستی خوردن این اسراییلی ها
این دفعه نشون داد نه فقط توی میدون مبارزه کاربلدن بلکه خدایگان سیاست هم هستن.
موشک جواب موشک!
آره، توی مبادله ی اسرای قبلی قرار بود سمیر هم آزاد بشه اما اسراییلی ها «به خیال خودشون» کلک زدن و حزب الله رو دور زدن و سمیر رو ندادن و دیگه اون موقع هم نمی شد کاری کرد.
اما توی جشن استقبال از اون اسرا سید حسن با صلابت و ابهت به تابلوی پشت سرش اشاره کرد و گفت باز هم اسیر می گیریم (و با اشاره به اون تابلو گفت: البته اینجا، دست رزمندگان ما خیلی قوی بود و سربازای اسراییلی کشته شدن) و این بار با یک تبادل خفت بار برای اونا اسرامون رو برمی گردونیم.
اما شاید اون وقت هیچ کی فکر نمی کرد حزب الله بتونه برای اسراییل خفتی به بار بیاره
گذشت و جنگ تموز برای بازپس گیری اسرای اسراییل شروع شد و هرچی هیئت های سیاسی غربی رفتن و اومدن و هرچی اسراییل با موشک و بمب رو بیروت فشار آورد حزب الله تسلیم نشد (و البته این سر بلند کردن و ابهت، قطعا هزینه ی سنگینی هم داشت) و اسراییل درحالی که از اواسط جنگ پشیمون شده بود و به اصرار آمریکا که می خواست فشار سیاسی رو بیشتر کنه مونده بود، در پایان دست از پا دراز تر برگشت. در حالی که دیگه تابوی «شکست ناپذیری ارتش اسراییل» شکسته شده بود.
بعد که دیدن اینجا هم دست خالی موندن، مذاکرات رو شروع کردن. اما حالا نوبت خدعه و نیرنگ حزب الله بود که زنده یا مرده بودن اون دوتا رو اعلام نکرد و تونست بیشترین امتیازات رو توی تبادل اسرا بگیره.
اسراییلی ها هم که بنابه مصاحبه های رد گم کنی که بعضی از سایت های نزدیک به ایران منتشر کرده بودن، فکر می کرد اسرا زنده هستن (چون به ظاهر اطلاعات دقیقی داده بودن) و به همین خاطر خوشحال بودن که این تبادل انجام شده... اما دیروز قیافه ی اسراییلی ها و مصاحبه هاشون واقعا دیدنی بود، احساس سوزش از اعماق، گرگیجه گرفته بودن، اشکشون در اومده بود
و این جواب مکری بود که خودشون کرده بودن و خدا با مومنان است
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین (سوره بقره)
(و مکر نمودند و خدا نیز مکر نمود و خدا بهترین مکر کنندگان است)
دیروز هرچی بخش خبری بود، از ظهر تا شب نگاه کردم تا چندین و چندبار صحنه هایی رو ببینم که باعث غرور من ایرانی و البته جزیی از امت اسلامی شده بود.
آرزو می کردم ای کاش بودم تا بر دستان نصر خدا، نصرالله بوسه می زدم و بهش می گفتم تو فخر اسلامی سید حسن (به جای فخر می شه از کلماتی مثل ... هم استفاده کرد!)
به امید خدا پست بعدی نکته ی ظریفی راجع به «بیت العنکبوت» (که به اسراییل نسبت داده می شه) خواهم گفت.
بسم الله الرحمن الرحیم
اذا جاء نصرالله و الفتح * و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا * فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
کودک دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند گفت: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
خداوند ادامه داد: فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم شد.
خداوند گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا، اگر من باید همین حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.
خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد، به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی!
ولادت حضرت فاطمه ی زهرا، مادر همه ی ما شیعیان و روز مهربان ترین موجود هستی، «روز مادر» رو تبریک می گم و امیدوارم که بتونیم در این روز با نشون دادن عشقمون به این گوهر یگانه، ذره ای از محبتش رو پاسخ بدیم.