تبليغاتX
آدم اینجا تنهاست...
و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است///به سراغ من بیایید...
از باغ مي‌برند چراغاني‌ات كنند
تا كاج جشن‌هاي زمستاني‌ات كنند
پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهاي تار»
تنها به اين بهانه كه باراني‌ات كنند
يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار مي‌برند كه زنداني‌ات كنند
اي گل گمان مكن به شب جشن مي‌روي
شايد به خاك مرده‌اي ارزاني‌ات كنند
يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست
از نقطه‌اي بترس كه شيطاني‌ات كنند
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانه‌اي است كه قرباني‌ات كنند

فاضل نظري

+ محصول روز  شنبه 1387/09/16به وقت 3:19 PM  به دست استاد مستطاب علیرضا  |