ديروز رفتيم دوتا از اين تئاتراي جشنواره فجر رو ديديم. ... هوع!!!
واقعا كه حالت تهوّع به آدم دست مي داد. چه كاراي ضعيف و مزخرفي
كاملا مشخص بود كه هول هولكي و سرسري درست شده و چندان فكري روي نمايشنامه نشده.
بلكه فقط با تكيه به قوه ي تخيل تماشاگر و تيكه پروني گاه و بيگاه بازيگرا، روي صحنه اومده.
بي سروته، بدون جمع كردن موضوع، پند اخلاقي رو هم كه خدا بيامرزه.
البته با همه ي اين حرفا يه حسن داره.
اين جوجه خروسايي كه مي خوان قدقد كنن و نشون بدن كه چقدر روشنفكر-انگيز-ناك هستند ميان اونجا كه يعني ما هم بعله
حسن خوبي (!) دوم كه خيلي مهم تر و جذاب تر از اوليه، اينه كه اينجور جاها خيلي بيشتر از سابق، رنگ و بوي پاتوق و كانون دوست يابي به خودش گرفته. موضوع بحث هم كه معلومه: اون نمايشه رو ديدي؟...عجب بازيگري...واي...ولي اين ديالوگش بي تربيتي بودا...ايش!!!
اه... خاك تو سر من و تو (با خودمم؛ شما به خودتون نگيرينا) كنن كه ول كرديم تا فرهنگ كشورمون به اين روز بيفته.
تازه اين تئاتره و كلي هم امامزاده است. سينما كه الفاتحه