نتیجه ی نهایی دیدار مرحله گروهی جام «ریاست جمهوری»: کروبی- رضایی: 1-3
در این دیدار که اولین دیدار از مرحله ی گروهی این رقابت ها بود، بازی راس ساعت ده و نیم، با یه داور هندی (به خاطر سبک قضاوت؛ هند سیب زمینی هم زیاد داره)، آغاز شد. از آنجا که این اولین مسابقه بود و البته دو تیم، بیشتر از شکست طرف مقابل، به شکست رقیب اصلی فکر می کردند، حملات نصفه و نیمه ای صورت گرفت و گل های ناشیانه ای هم زده شد.
البته تیم رضایی و برادرها !، با تاکتیک بهتری وارد زمین شده بود و هر از چند گاهی با یک برنامه ی حساب شده، حمله ی غافلگیرانه ای روی دروازه ی حریف ترتیب می داد که اتفاقا دوگل از سه گل این تیم هم بر پایه ی همین قضیه شکل گرفت.
این بازی که دقیقا نود دقیقه داشت (بدون وقت اضافه) چهار قسمت بود. در 30 دقیقه ی اول کار، دو حریف به ارزیابی و محک زدن هم پرداختند و البته نمونه ی کاملی از فرپلی را به نمایش گذاشتند که در همین راستا، بارها در ابتدای کار قربون صدقه ی هم رفته و از سر و بال و دم همدیگر تعریف و تمجید نمودند. (چه سری، چه دمی، عجب پایی!)
اما وقتی اولین حرکت جدی از تیم کروبی آغاز شد و دقایقی هم در زمین حریف خیمه زده بود، تیم رضایی اینا، در یک حرکت سریع، از بحث اقتصادی پیش کشیده شده توسط حریف استفاده ضدحمله ای با محوریت هافبک دفاعی خود: «تورم زا بودن طرح 70 هزار تومانی و سهام نفت و کمک نکردن به توسعه ی کشور» ترتیب داد که در نهایت با ضربه ی سر دقیق «صندوق توسعه ی ملی» گل اول بازی زده شد و تیم کروبی در عین ناباوری و درحالی که بازی خوبی را شروع کرده بود، عقب افتاد.
و اما قسمت دوم بازی، 15 دیقه ی پایانی نیمه ی اول بود که تیم کروبی و بروبچ !، خود را به آب و آتش زده و سعی کردند هرطور شده قبل از پایان نیمه ی اول بازی را به تساوی بکشانند. در همین حین، حملات متعددی تحت عناوین اجتماعی و فرهنگی صورت گرفت که البته با ضدحمله های ناموفقی هم همراه بود، اما پس از ده دقیقه بالاخره، هافبک هجومی تیم: «حقوق شهروندی» با ارسال پاسی طلایی برای آزادی های اجتماعی و حقوق زنان، قبل از سوت پایان نیمه اول حساب کار یک-یک شد. در این بین از تأثیرات روانی مربیان دوتیم و سابقه، نباید گذشت. به هرحال مدیران فنی تیم کروبی (پیشکسوتان روشنفکر) و روحیه ی نظامی گری رضایی در این گل، بی تأثیر نبود که این آخری، اشتباه مسلم دفاع آخر تیم بود. البته دروازه بانشون هم لایی خنده داری خورد. (حقوق خانه داری...)
رختکن که نبود، بنابراین شیخ و دکتر، با تعویض زمین بازی، کار را از نو شروع کردند. در نیمه ی دوم، ابرهای آسمان کنار رفته بود و نور آفتاب، گرمای بیشتری در بازی ایجاد کرده بود.
خلاصه، وقت سوم هم که حدود بیس دیقه بود. تیم رضایی و برادرها، با همون حال و هوای جبهه و جنگ دوباره تدارک یه شبیخون دیدن و درحالی که باز هم کروبی و رفقا، صاحب توپ بودن و توپشون پر بود و هی پز تیم قوی و ادعای کار گروهی و اینا رو می دادن، رضایی با یه توپ گیری عالی، توپ رو بلافاصله به پشت دفاع حریف انداخت که نتیجتا توپ «دولت در سایه» که با پاس های «هاشمی برای جهان اسلام، خاتمی برای اروپا و آمریکا، ناطق آسیای میانه، مدیران اقتصادی از اول انقلاب تا قیام قیامت برای تیم اقتصاد داخل» در عین ناباوری، به گل بسیار زیبایی بدل شد.
اما این پایان کار نبود. تیم کروبی که اکثرا پا به سن گذاشته بودند، در باقی دقایق نفس کم آورده و حرفی برای گفتن نداشتند و به سانترهای بی هدف از وسط زمین می پرداختند که یکی از اینها بدبختانه توپ بی هدف «جوانان و ورزش» بود که شگرد رضایی بود. تیم رضایی این بار اما، با تصاحب توپ، بازی را آرام کرده (با توجه به نزدیکی به پایان بازی و برد شیرین) و با پاسکاری منطقی «وزارت ورزش، پاسخگویی آن، دخالت جوانان، استفاده از آنان همچون زمان جنگ، به کاری گیری در سطح بخشداری ها، سپس فرمانداری ها و تربیت وزیر و سیاستمدار از دل نسل سومی ها و ...» که تعداد پاس های صحیح به بیش از ده عدد (آن هم در ایران) رسید، با شوت سهمگین استفاده از جوانان و به کارگیری به جا و واقعی آنان در آخرین دقایق بازی، تور دروازه ی حریف را به لرزه در آورد تا امیدهای تیم کروبی برای کسب حداقل یک امتیاز را ناکام بگذارد.
با این نتیجه، تیم رضایی با غلبه بر حریف خود و باتوجه به بازی انجام نشده ی تیم محمود و میرحسین رضایی موقتا به صدر جدول رقابت ها صعود کرد. در همین چارچوب، فرداشب رقابتی حساس که آن را فینال زودهنگام این دوره از رقابت ها می نامند، بین قدرتمندترین تیم های گروه، یعنی قهرمان لیگ دوران جنگ، و قهرمان شعارهای بدون مرز، برگزار خواهد شد ... که اگر خواستید آن را گزارش کنیم، این یکی را نقد کنید. ... خوش باشید!