سلام؛ سال نو مبارك
بي مقدمه مي رم سر اصل مطلب
عيدديدني ها، گهگاه كانون مباحثات سياسي مي شه؛ به خصوص كه مهمان و ميزبان ديپلمات باشن!
چه شود!؟ امروز هم مي خوام يه گوشه هايي از يكي از اين ديدوبازديدا بگم براتون
خلاصه اينكه بحث انتخابات يه جورايي داره داغ مي شه و روزنه هاي اميد به تغيير بيشتر... يعني هرچي جلو مي ريم به نظر مياد بخش بيشتري از جامعه از زير سايه درمياد و افكار خودشو نشون مي ده
اما همچنان مي شه گفت نگراني اصلي، مناطق محروم و روستاهاست كه اگه از حق نگذريم ا.ن. كاراي زيادي براشون كرده؛ ولو به قيمت درجازدن اقتصاد و صنعت و عقب موندگي بخش هاي ديگه
وام هاي بلاعوض،سفرهاي استاني (كه اين با يه برنامه ريزي درست مي تونه كار بسيار ثمربخشي باشه) كه طي اونها بيچاره هاي دورافتاده اي كه توي عمرشون يه معاون بخشدار هم نديده بودن ييهو با رييس جمهور و وزير و وكيل روبرو مي شن، كمك هزينه هاي متعدد ساخت مسكن و اشتغال جوانان و ازدواج پيران و ... اضافه كنين تمام طرح هاي عمراني كه پول نفت رو دود كرده
خلاصه اينا چيزاييه كه تبليغات براي ا.ن. هست از جيب خليفه (بخونين بيت المال)
تازه كار هم كه به همين جا ختم نمي شه. از توزيع گوني هاي سيب زميني در يكي از وزارتخونه ها بگيرين تا ديدار نوروزي ا.ن. با كارمنداي واخ (وزارت امور خارجه) كه كاملا موثقه
به همه ي كسايي كه توي اين ديدار مردمي عيدانه بودند، نفري ۱۰۰۰۰۰۰ ريال هديه داده شد. اينه ديگه، شعار عدالتي كه چش ملتو كور كرده و خشتك گوش آسمون رو پاره پوره. فقط به دليل نزديكي انتخابات
البته اين ملت ثابت كرده كه خيلي هم حق نمك نگه نمي داره. ظرف غذاشو ليس مي زنه ولي بعدشم پاچه ي صاحابشو مي گيره... يعني روي اين كارا خيلي نمي شه قضاوت كرد. ايرانيا اثبات كردن كه غيرقابل پيش بيني هستن؛ درست مثل رييس محبوب شون. يعني تا شب انتخابات هيچ تحليلي قطعيت نداره
جاتون خالي چن روز پيشا رفته بوديم خونه ي معاون وزير از نوع خارجه.
اولش بگم كه اين بابا از مديران هاشمي بوده و دوره ي قبل هم به شدت مدافع اكبرشا. اما دست روزگار و اين جيفه ي دنيا، چه مي كنه با آدما...هرچند لابلاي صحبتاش سرنخايي از مشكلات و اشتباهات و حماقت ها و يه كلوم، سوتي هاي دولتمردان مي داد اما در كل، مي خواس يه جورايي كه خيلي هم تابلو نباشه ازش حمايت كنه... لابد مي پرسين چرا؟.. خوب معلومه؛ بنده خدا تازه يه ساله معاون وزير شده... و اگه انتخابات نتيجه ي ديگه اي داشته باشه احتمالا اونم بايد از پستش دل بكنه.
بگذريم... چند نفري بوديم؛ يكي از اداره ي كنسولي بود؛ يكي از اداره ترجمه و خانواده ما (و طبعا خانواده ي معاون كلانتر)
بحث گاهي مي رفت سمت و سوي داخل؛ گاهي هم خارج
اين آقاي معاون يكي از جاهايي كه مي خواس دفاع كنه صحنه ي بين الملل بود و اينكه سياست تدافعي دولت اصلاحات به سياست تهاجمي تبديل شده (البته يه جاهايي هم همين بوده و ما الان به عنوان يه كشور تاثيرگذار در ملت ها شناخته مي شيم) كه ييهو يكي دراومد گفت سياست خارجي ايشون تهاجمي نيست؛ تفاحشي هست!!!... خونه ي آقاي معاون با شنيدن اين جمله كه چاشني خوبي بود مثل انباري از باروت منفجر شد. يه فضاي ديپلماتيك و قهقه ي آدما؟؟
تازه، طبقه ي پايين هم خونه ي دكتر عارف بود. بنده خدا با اون قلب ناراحتش حتما يه ناقص زد.
توي اين بحث نكته ي ديگه اي هم كه حاجي نمي تونس ماله بكشه و براي اينكه ضايع نشه همرنگ جماعت شد؛ اين بود كه ما توي دنيا يه جزيره شديم. و سياست خارجي ما تعطيل شده
كشورهاي آفريقايي كه ارتباط گسترده با اونها زماني سياست راهبردي بود و از قبل اون، منافع زيادي براي كشور به وجود اومده بود به كل فراموش شده ان و روابط فعال چندسال پيش الان در حد تعارفات معمول و دمت گرم ادامه داره (به اين ژستا نيگا نكنين كه مي رن بوركينافاسو و بعضيا هم به طعنه مي گن ما فقط با جيبوتي و آنگولا روابط حسنه داريم؛نخير...اينا فقط ظاهره... در عمل به خاطر ناپختگي و معطوف شدن بيش از حد به چند كشور دوست و برادر: ونزوئلا، نيكاراگوئه و پرو حتي از آفريقا هم غفلت شده)...جهت اطلاعتون بگم كه هم الان، پنج شيش تا از كشوراي آفريقايي كه روابط در سطح عاليه، به دليل بي حالي و كسالت دستگاه ديپلماسي ما هنوز سفير نداريم (يعني سفير قبلي برگشته اما براش جايگزين فرستاده نشده)... با بعضيا هم روابط قطع شده يا داره مي شه: مغرب كه قطع شد (به دليل دخالت بيش از حد سفارت در امور داخلي و جارزدن بي محاباي تشيع) تونس و الجزاير دارن آروم آروم كمش مي كنن و ...
در اروپا كه به اذعان همه ي حاضرين، كار سفارتخونه به كنسولي محدود شده و عملا ديگه روابط ديپلماتيك نداريم... يعني به عبارتي بايكوتيم... و آمريكا هم كه بايد خدا رو شكر كرد اوباما اومد تا بوش زماني براي حمله به ايران نداشته باشه... واقعا الان در دنيا تنهاييم و به همين خاطر، ارتباطات تجاري ما با خارج، تقريبا قطع شده. حساب بانكها بسته شده و كلا قاقيم
يغل دستمون هم كه اين عربا روز به روز پررو تر شده ان. از بازرسي بدني امارات و توهين مصر به رهبري و تمسخر و تحقير دولت ايران توسط عربستان (تمثيل ايران به ببر كاغذي با پنجه هاي آهنين كه دولت بي مغزيه كه ابزار قوي داره) بگيرين تا ديدار رسمي وزاري خارجه ايران و عربستان با عينك دودي! و ادعاهاي جزاير سه گانه و اظهارات رييس جمهور آذربايجان براي الحاق آذربايجان ايران به خاكش
خيلي حرفاي متنوعي هم زده شد اما حوصله اش نيس و فقط به ذكر يه بند خيلي مهم بسنده مي كنم:
اين خبر كاملا محرمانه بوده و تاحال به بيرون درز نكرده (شايد هم خواسته اند نكند) و الان هم شما با دو واسطه اين خبر را مي شنويد. به هر كه هم خواستيد از قول من بگوييد. يك ترديد اساسي من كه با اين نقل، برطرف شد:
لاريجاني گفته: در جلسه ي هفته ي پيش مجمع تشخيص بوديم. ديدوبازديد عيد و خوش و بش. جلسه شروع نشده بود كه آيت الله امامي كاشاني رو كرد به ميرحسين و گفت(به اين مضمون): شما كه در دوره ي نخست وزيري و جنگ، اون اختلاف سليقه ها و مخالفت ها رو با آقاي خامنه اي داشتين، چطور شده كه الان اومدين براي رياست جمهوري؟... فكر نمي كنين دوباره اون اختلافات پديدار بشه و مشكلات به وجود بياد؟
ميرحسين جواب بسيار تأمل برانگيز و مهمي داده(به اين مضمون): اون زمان ايشون رييس جمهور بودن و ما هم نخست وزير. طبيعي بود كه در نحوه ي كار بعضي جاها اختلاف نظر داشتيم و توي برخي تصميمات دولت اختلاف سليقه؛ اما ايشون الان رهبر هستن و ‹‹واجب الإطاعه›› (يعني پيروي از ايشون واجبه)...ضمن اينكه شعار من قانونگرايي و پايبندي به قانونه كه بر همين اساس رهبر جايگاه مشخصي دارن كه همه زير نظرشون بايد باشن. من معتقد به ولايت فقيه هستم.
تمام
راستي توي ديدوبازديداي اين عيد بعد ۲۵ سال عمر پربركت كه از خدا گرفتيم، تازه متوجه شديم با يكي از دايي هامون دقيقا توي يه روز تقويم به دنيا اومديم!!!...چه تصادف مرگباري
-فكر مي كنم ديگه وقتش شده كه نظرات بلاگ فعال تر بشه... چون يحتمل، تا انتخابات تريپ بحثا سياسي باشه... و اين نظرا مي تونه ديد ما رو براي انتخاب بهتر واكنه